کوهدشتی ها

وبلاگ گروهی کوهدشتی ها

زیباترین شهردنیا (شهر عجایب)

راستی دوستان تا الان فکر کردید که این کلمه ی محسوس که ورد زبان مسئولین ماست چه معنایی داره؟

مثلا این جمله که طرحهای عمرانی شهر کوهدشت پیشرفت محسوسی داشته است را اگر از زبان فرماندار و نماینده ی محترم شهر مان بشنوید چه ذهنیتی به شما دست می دهد؟خوب فکر کنید !جلسه پرسش و پاسخ و یا گفتگوی مطبوعاتی است و از این بزرگواران در مورد عملکرد و دسترنج چند ساله ی مدیریت شهر کوهدشت پرسیده شود و ایشان با بیان پیشرفت محسوس به شما پاسخ بگویند چه حسی از بیان این محسوس در احساس شما ایجاد می شود؟

خوب باشه من اول می گم و بعد هم شما نظر بدید

اصلا محسوس یعنی چه؟ پیشرفت محسوس ،تغییرات محسوس،موفقیت محسوس،شادابی محسوس،امید به زندگی محسوس،و....

ریشه ی محسوس همان فعل حس و وزن اِفعال آن احساس می باشد و برای احساس چیزی باید برخی یا همه حس های خود را بکار ببریم و اگر چیزی را حس کنیم آن چیز محسوس ما می شود یعنی بر وزن مفعول

احساس ما شامل لمسیدن ،چشیدن ، دیدن ،بوئیدن و... بویژه شنیدن ماست .فکر کنید مثلا چندین در صد طرحهای عمرانی شهر ما پیشرفت محسوسی داشته اند یعنی به پیش تاخته و به سرانجام نزدیک شده اند حال راه حل اینه که ما بیاییم  از آن حس هایی که ذکر شد برای احساس محسوس بودنشان استفاده کنیم

خوب می توانیم برای لحظه ای در کنار نهر های منشعب از سد معشوره (گاوشمار) در میان کشتزاران کوهدشت بنشینیم و خستگی در کنیم و دست و صورتی را خنک کنیم چه حسی به شما دست می ده ؟لمس خنکی آب و دیدن رقص گل بوته های سیراب و بوئیدن آنها و چشیدن کمی آب

خیلی راحت به آن حس محسوس می رسیم

ببخشید بلند پروازی شد و دوست نداریم سیاه نمایی کنیم یه مثال دیگه: 

خوب فکر کنید مدتها از آغاز بکار طرح پتروشیمی گذشته و شما هم گذار تان به آن محل افتاده با دیدن پایه های آهنی برافراشته و ماشینهای در حال کار چه حس دیدنی به آدم دست می دهدحتی می تونید با دستان نازنینتان سردی پایه های آهن را بلمسید و سر و صدای ماشین آلات کار گران را بشنوید

و یا با دیدن دانشجویان دانشگاه ملی واحد شهر مان از این پیشرفت لذت ببرید و با شنیدن لهجه های گونا گون آنها و شادمانی اشان بر خود ببالید که میزبان شایسته ای هستید

شما می توانید  بوی محصولات کارخانه ی پتروشیمی را حتی از فاصله ی دور استشمام کنید اما یه موقع به سرتان نزند این محصولات را بلمسید چون به پوست دستتان آسیب می رساند  و هر گز از اونها نچشید

اما دوستان از فکر و خیال و مثال و رویا بیایم بیرون .واقعیت چیه؟ واقعیت اینه که من می گم هرچند ما نتونستیم این احساس ذکر شده را از پیشرفت شهرمان داشته باشیم اما هنوز یک حس مونده و با گفتن اون من می تونم صداقت مسئولین شهرمان را ثابت کنم ،خوب حتما می پرسید چی؟

همشهریان ارجمندم ! چند ساله که نام سد معشوره و جاده ی چهار بانده و پتروشیمی و دانشگاه ملی را با حس نازنین شنوایی اتان می شنوید و حس می کنید ،مگه شنفتن هم یکی از حس های مهم نیست ؟فرماندار ارجمند و  نماینده ی بزرگوار  شهرمان چند سال است که با گفتن این جملات رویایی حس شنیداری شما را لبریز از احساس می کنند پس بهتر است اینقدر سیاه نمایی نکنید  و خودتان را به کوچه ی علی چپ نزنید که کوچه ی دردر سر داریه ،راست و حسینی اقرار کنید که پیشرفت محسوس را حس کرده ایدو گرنه دیگه نه بنی و نه جیره ای و نه مواجبی و کمیته امداد هم بی کمیته امداد(مگه پشت گوشتون رو ببینید)

تازه ۳۰۰ پروژه ی وام ازدواج و ۱۰۰ پروژه(اصله) نهال کاری ،چند میلیون هزینه ی افطاری کارکنان آموزش و پرورش(هزینه ساخت یک مدرسه ی روستایی)ووووو چند صد نفر ساعت حمایت از شهر دار محترم شهردر برابر یورش بیرحمانه ی شورای شهرو دیدار های مفرح و خوش پخت و پز انارستانهای سیاب و منطقه شکاری قلاجق(چند صد پروژه)،مصاحبه های مطبوعاتی سراسر هیجان و دلهره آور معشوره ای چهار بانده ای پتروشیمی و علی الخصوص دانشگاه ملی عمو قلی .نکنه همه ی اینها را نادیده بگیرید و سیاه نمایی کنید و باز هم زبونم لال بگید :یه کول تبلیغات ... لمبوره

خنده دارترین نتیجه:

شنیدن کی بود مانند دیدن و لمسیدن و چشیدن

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 16:19  توسط تاویر  |